زندگی من و بابازندگی من و بابا، تا این لحظه: 17 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره
محمد منمحمد من، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

نگفته هایی در من، برای تو

نامه صد چهل و چهارم

سلام عزیز مامان دیروز اول هفته 15 بود پانزده همیشه آشنا این روزها برای من غریب شده یه عدد خیلی بزرگ وگنگ یه عدد باور نکردنی ارزوی این اعداد رو داشتم و هیچوقت فکر نمیکردم بهشون برسم اما الان اینجام.......     15 هفته و یک روز  تو هم ایشالا تا اخرش باهامی تا 38 هفته کامل دوستت دارم پسر گلم
19 خرداد 1394

نامه صد و چهل و سوم

سلام عزیز مامان عزیزی که دیگه قد یه دنیا ازم دور نیست عزیزی که تو فاصله یه قدمی منه ... یه قدم 6 ماهه  خیلی وقته که نیومدم بنویسم تو این خیلی وقت روزها با شادی به روال عادیشون میگذشت... هر چند که بودن تو برای من یه روال عادی نیست برای من روزهای خاصیه که تکرار نشدنی و لحظه لحظه شادیش شادیهای خاصیه که اونم دیگه تکرار نمیشه 12 هفته اول روزهای پر استرسی بود ترس دیگه نبودن تو و خدای نکرده ایست قلبی تو هفته های اول بارداری اما تو سفت و محکم تا اخرش میخوای با مامانت و بابات بمونی گاهی تکونهای خیلی کمی رو حس میکنم ... با اینکه همه بهم میگن که حرکت روده است ولی من مطمئن هستم که خود توئی که میخوای لحظه های بودنت رو با م...
16 خرداد 1394
1